محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
358
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ممكن است كه لازمه اين سخن در نگاه اول جبر باشد و در نتيجه آدمى در برابر كارهايش پاسخگو نباشد ، اما واقعيت آن است كه خداوند به انسان عقل و قدرت و اراده داده است و آدمى با عقل خود شناسايى مىكند و با قدرت خود انجام مىدهد و با اراده خويش يكى از دو راه خوب و بد را برمىگزيند . بنابراين انسان به اندازه پذيرش مسؤوليت از آزادى عمل برخوردار است . پرسش ديگر آن كه آيا كه روزى حرام نيز از جانب خداوند تقسيم مىشود ؟ ! در پاسخ بايد گفت كه محال است خداوند ثروتى را براى انسان حرام گرداند و آنگاه ، آن را در اختيارش قرار دهد . زيرا آن چه گرفتنش حرام است ، دادنش نيز حرام است . افزون بر آن كه اين كار تشويق به حرامخوارى است ؛ ليكن اگر كسى خود ، روزى حرام را برگزيند ، خداوند مانع او نگشته و او را از روزى حلالى كه برايش مقدر ساخته بود ، محروم مىسازد و سرانجام عذاب خدا بر او فرود مىآيد . در روايات آمده است كه خداوند روزى حلال را از دزد باز مىدارد و گناه دزدى را نيز برايش مىنويسد ؛ در حالى كه اگر صبر كرده ، به دزدى دست نمىآلود ، همان مقدار را از راه حلال به دست مىآورد . بهترين سخن درباره روزى از امام صادق عليه السّلام نقل شده است : « خداوند بر خويش لازم ساخته كه روزى پرهيزگاران را از راهى عطا كند كه گمانش را نمىبرند و دست اولياى خويش را در دستگاه ستمگران آلوده نسازند . » « 1 »
--> ( 1 ) . كافى : 2 / 571 ؛ امالى شيخ صدوق : 300 ، ح 40 ؛ رسائل مرتضى : 17 / 57 ، ح 1 .